تبلیغات
اس ام اس - دختری از کوچه باغی میگذشت-
اس ام اس


دختری از کوچه باغی میگذشت

یک پسر در راه ناگه سبز گشت


در پی اش افتاد و گفتا او سلام

بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

دختر اما ناگهان و بی درنگ

سوی او برگشت مانند پلنگ


گفت با او بچه پروی خفن

می دهی زحمت به بانوی چو من؟

من که نامم هست آزیتای صدر

من که زیبایم مثال ماه بدر

من که در نبش خیابان بهار

مبکنم در شرکت رایانه کار

دحتری چون من که خیلی خانمه

بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه

دختری که خانه اش در شهرک است

کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

در چه مورد با تو گردد هم کلام

با تو من حرفی ندارم والسلام


نوشته شده در شنبه 7 فروردین 1389 ساعت 10:36 ق.ظ توسط بردیا نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت